۵ قانون برای پدرانی که دختر دارند
مردمان: در ۱۳ سالگی، مثل همه نوجوانان دیگر غرق در دنیای مُد بودم. هر لباسی که میخریدم، سعی میکردم روی آخرین مد باشد. دوست داشتم زیبا و امروزی به نظر برسم و خیلی وقتها هم نسبتاً زیاد پیش میرفتم. با همان لباسها سوار دوچرخهام میشدم و در محل گشت میزدم. واقعاً فاجعه بود. و پدرم فکر میکرد که من واقعاً زیبا هستم. اگر راستش را بخواهید، او اشتباه میکرد (و باید به من میگفت که کمی سنگینتر لباس بپوشم). اما پدر من همیشه فکر میکرد که من فوقالعاده زیبا هستم. کار من هم شده بود که لباسهای مختلف را مثل مانکنها برایش میپوشیدم و هرچقدر هم که آن لباس مس...



